|
صفای خلوت خاطر از آن شمع چوگل جویم
|
نمی دانم چرا آسمان بخیل شده است٬نمی بارد. زمین سنگدلی می کند ٬نمی رویاند. اذان٬رنگ پریده به خانه ها می آید. نماز٬ زمین گیر شده است. از همه تلخ تر این که عصرهای جمعه دیگر دل هایمان نمی گیرد... از بس شما را ندیده ایم٬ چشمانمان هرزه شده است...خداکند که بیایی.
دیگران گر به تماشای جمال تو خوشند
ما شب و روز به یک وعده دیدار خوشیم
اعلایی عزیز : بالاخره تهدیدهای جنابعالی کارساز شد و بنده هم در صفحه اصلی حضور پیدا کردم ٬ اما هنوز نتوانسته ام خودم را قانع کنم که با این بی بضاعتیم چه و چگونه برای دوستان بزرگوار و فهیمم مطلبی بنویسم ولی قول می دهم تا آنجا که در توانم باشد ٬کار ارزشمند جنابعالی را با سخنان غیر خودم رونق دهم. ان شاء الله
دوستان دوست داشتنی : سلام خالصانه ام را نثارتان میکنم.